درود به آنها که به ما هم می اندیشند .

پیش در آمدی بر نماد فر و هر نشان:
در ايران باستان مردم بر اين باور بودند که در راه زندگي پرتوهائي از هستي بخش خرد بر آنها تابيده مي شود، که باعث يافتن راه کار براي دشواري هائي که در اين راه پيدا مي کنند، بوده و آن را نور آفرينش يا فروهر مي ناميدند.
فروهر يک نشان کاملا شناخته شده زردشتي ونماد يکي از نيرو هاي جهان هستي است که در آدمي نيز وجود دارد.اين نيرو که سر چشمه اش اهورامزداست ، روشن کننده راه پيشرفت و نيروي پيش برنده و انگيزه دهنده است.
فروهر از دو واژه « فر» ( والا يا پيش) و وهر ( برنده ) ساخته شده و در چم (معني ) پيش برنده يا پيشرفت دهنده است. معناي لغوي آن در زبان پهلوي، «من انتخاب مي کنم» است. اين نماد، يادآور هدف زندگي در روي زمين است؛ زندگي به شيوه اي که روح تعالي معنوي پيدا کند و به اهورا-مزدا بپيوندد.
اين واژه درزبان اوستايي فروَشي farvashi
و درزبان پارسي هخامنشي فر وَرتي fravarti
و در زبان پهلوي فر وَهر fravahr خوانده ميشود 
نگاره فروهر در دوران هخامنشيان از نماد هاي شاهنشاهي و مُهر امپراتوري بوده است، که مي تواند بسان نمودار توانمندي از جهان بيني زرتشت برگرفته شده باشد.
اين نگاره در فرهنگ ايراني نشانه دو نماد ميهني و ديني مي باشد.
نماد ميهني :
از دوران پادشاهي ماد ها و سپس شاهنشاهي هخامنشيان نگاره فروهرنشانه نماد ميهني بود ه و آدمي را در پيکره و سيماي شاهين تيز چنگ و بلند پروازي نشان مي دهد که آنرا نماد توانايي ، سر بلندي و فر و شکوه مي دانستند و پرچم هاي خود را به نما و سيماي شاهين مي آراستند.
|
+| نوشته شده توسط
رضابهشتی در
86/05/07
|